برای کودک تان کتاب بخوانید چون ...

 

از چه زمانی باید کتاب خوانی برای کودک را آغاز کرد؟

هیچ گاه برای خواندن کتاب زود نیست. حتی باید بدانید، جنین ها هم در داخل رحم، صدای مادر را تشخیص می دهند – پس چرا کتاب خوانی را از همان دوران بارداری آغاز نکنید؟

بر اساس تحقیقات موسسه آمریکایی پزشکی کودک، به محض تولد نوزاد، حتما کتاب خواندن برای او را آغاز کنید. او متوجه کلمات و معانی آنها نمی شود اما صدای شما را می شنود و اصوات گوناگون را تشخیص می دهد. این کار باعث پرورش مهارت شنیداری کودک می شود.

در ضمن، مهم نیست فرزند شما چند سال دارد، کتاب خواندن برای کودک بهترین فرصت برای در آغوش گرفتن و ایجاد رشته های الفت و مهربانی است. اگر از همان ابتدا کودک خود را به مطالعه کتاب عادت دهید، کتاب به جزوی جدانشدنی از زندگی او تبدیل خواهد شد و از آن لذت خواهد برد.

چرا کتاب خواندن برای کودک مفید است؟

کتاب خوانی برای کودک باعث می شود تا به طور همزمان، دایره لغات، تصویرسازی و مهارت های ارتباطی او تقویت شود. در حقیقت، هر چه زودتر سعی کنید با فرزند خود صحبت کنید، همان قدر برای رشد و پرورش او بهتر است.

گزارش دادن در مورد همه چیز به کودک، همچون بیان نام اعضای بدن او هنگام استحمام یا توضیح در مورد همسایه خود هنگام عبور از مقابل خانه آنها بهترین راه برای ارتباط برقرار کردن با کودک است. کتاب خواندن نیز یکی دیگر از روش های بسیار جالب برای تنوع بخشیدن به تعاملات گفتاری شما با یکدیگر است.

کتاب خواندن برای کودک او را با داستان های مختلف، اعداد، رنگ ها و اشکال آشنا می کند و اطلاعات مفیدی در مورد دنیای اطراف به او می دهد. این کار همچنین مهارت های لغوی و حافظه کودک را نیز افزایش می دهد. در نتیجه این کار هنگامی که او فقط یکسال دارد، تقریبا همه صداها و حروفی که برای صحبت به زبان مادری خود نیاز دارد را یاد گرفته است. هر چه کودک کلمات بیشتری بشنود، بهتر صحبت خواهد کرد.

برای نوزاد خود چه کتاب هایی باید بخوانم؟

در چند ماه نخست، نوزاد فقط لحن صحبت های شما را متوجه می شود، نه محتویات آن را. به همین دلیل، تکرار برای او بسیار مفید است زیرا کمک می کند تا مهارت های زبانی او رشد کند. برای اینکه روند کتاب خواندن برای نوزاد جذاب باشد سعی کنید با لحن متفاوت و تغییر صدای خود برای شخصیت های مختلف داستان استفاده کنید. اما برای اینکه بدانید چه نوع کتابی برای نوزاد خود بخوانید، می توانید از انواع مجله ها یا کتاب های داستانی که مدت هاست می خواهید مطالعه آن را تمام کنید، استفاده کنید.

همچنین، نوزاد شما از تماشای تصاویر و صفحه های رنگی نیز لذت می برند به همین دلیل، سعی کنید کتاب های مقوایی مخصوص کودکان با تصاویر رنگی و بزرگ برای آنها بخرید و بخوانید.

مهم ترین مساله در این میان این است که کودک از چیزهایی که عاشقشان است – آغوش و صدای شما و کتاب – لذت می برد. این به او می فهماند مطالعه کتاب کاری دوست داشتنی و مهم است.

لازم نیست همه کتاب را یک جا و به طور کامل برای کودک بخوانید. همین که چند دقیقه با صدای بلند برای او بخوانید نیز کفایت می کند.

 

ادامه نوشته

بله نگویید

از روی تعارف، بله نگویید


به احتمال زیاد برای شما شرایطی پیش آمده که نه گفتن سخت بوده است. می توانید آخرین باری که در این موقعیت قرار گرفته اید را به یاد آورید؟؟؟

از روی تعارف، بله نگویید

حتما بارها اتفاق افتاده است که توی موقعیتی قرار بگیرید که از شما درخواستی شود که با آن موافق نیستید. دوستی شما را برای تجارت شبکه‌ای پرزنت می‌کند، کسی از شما می‌خواهد سیگار یا موادمخدر مصرف کنید و یا فردی از شما تقاضای ازدواج می‌کند.  اما واکنش شما چیست؟؟؟

یكی از مهارت های ارتباطی، نه گفتن است. مهارت نه گفتن یا رفتار قاطع به عنوان یكی از ابزارهای مۆثر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی شناخته می شودبا یادگیری این مهارت فرد قادر خواهد بود با احترام ، قدرت و آرامش به خواسته های غیر منطقی خود و دیگران « نه» بگوید. در این رفتار ، فرد در خواست ها ، پیشنهادها ، تحمیل ها و موقعیت های ناخوشایند اطرافیان خصوصاً دوستان را به شكل قاطعانه و منطقی رد می كند اگر « نه» اول را به جرات بگوییم ، اسیر « بله» همراه با تعارف نمی شویم.

از آنجایی كه زندگی اجتماعی مستلزم رعایت مواردی است كه هم حقوق دیگران و هم حقوق فرد در آن باید مورد توجه قرار گیرد مهارت نه گفتن یكی از لازمه‌های موفقیت فرد در زندگی شخصی و اجتماعی‌اش است.

 

مهارت  « نه »  گفتن یعنی اراده ، اقتدار و پافشاری روی حقوق خود و نشان دادن مخالفت نسبت به آنچه مورد نظر ما نیست. عدم توانایی در گفتن نه به خواسته های نادرست  و نا معقول دیگران و خودمان سرمنشا بسیاری از مشکلات است . مثلاً بسیاری از نوجوانان به این دلیل دچار آسیب هایی مثل اعتیاد به مواد مخدر و الكل می شوند كه توانایی رفتار قاطع یا قدرت نه گفتن را ندارند. آنها اغلب رفتار انفعالی را بر می گزینند. یعنی برای اینكه حمایت و دوستی همسالان خود را از دست ندهند، در مقابل خواست های آنها مقاومت نكرده و دوستی خود را به بهای ناراحتی خود و خانواده خود و یا آسیب دیدن حفظ می كنند. پژوهش ها نشان داده است برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، ایجاد رفتار قاطعانه از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین ضروری است كه مهارت نه گفتن در نوجوانان و جوانان تقویت شود تا بدانند در چه مواقعی باید نه بگویند

مهارت نه گفتن شامل دو قسمت است:

نه گفتن به خودمان

وقتی صحبت از مهارت نه گفتن می شود، همه ما فکر می کنیم این مهارت تنها برای رد خواسته های نا معقول دیگران است. در صورتی که گاه اهداف و خواسته های خود ما می تواند منجر به بروز بیماری های جسمی و روانی در ما شود. نه» گفتن به خود : « نه» گفتن به موقعیت هایی است كه به هر شكلی سلامت جسمی ، روانی و اجتماعی  ما را تهدید می كند و ما را از دستیابی به اهداف زندگی باز می دارد.

نه گفتن را با تمرین در مسایلی جزیی تر تکرار کنید. به افرادی که قاطعیت دارند و مهارت های خوبی در این زمینه، دقت کنید و ویژگی های آنها را مورد توجه قرار دهید

نه گفتن به دیگران

رد درخواست ها و پیشنهادهای دیگران زمانی كه این درخواست ها برای ما مشكلات جدی ایجاد می كنند. زمانی كه خواسته‌های فرد و تمایلات فرد با خواسته‌های دیگران منافات پیدا می‌كند. در این حالت فردی كه تمایلات و خواسته‌های خود را ترجیح می‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت كند.

 

 

 

ادامه نوشته

با مهارت ....

با مهارت زندگي ‌کنيم...


سازمان جهاني بهداشت مهارت‌هاي زندگي را اين گونه تعريف کرده است: توانايي انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه‌اي که فرد بتواند با چالش‌ها و ضروريات زندگي روزمره کنار بيايد.                


 با مهارت زندگي ‌کنيم...

     

 لطفا به سوال‌هاي ذکر شده به دقت فکر کنيد :                                          

1- شما چقدر خودتان را مي‌شناسيد؟ اگر شخصي از شما سوال بپرسد که چه جور شخصيتي داريد در پاسخ به اين من کيستم چه جوابي مي‌دهيد؟ چگونه خودتان را توصيف مي‌کنيد و يا اينکه چطور خودتان را مي‌بينيد؟

2- تا چه اندازه‌اي نسبت به بعدهاي مختلف شخصيتتان مانند 1- بعد بدني و جسمي 2- بعد هيجاني و عاطفي 3- بعد شناختي و هوشي 4- بعد معنوي آگاهيد؟

3- به چه ميزان از استعدادها و توانايي‌ها و محدوديت‌هاي خود مطلعيد؟ آيا نقاط قوت و ضعف شخصيتتان را مي‌دانيد؟ اگر پاسخ شما مثبت است آيا تا به حال سعي کرده‌ايد عادات مثبت خود را ارتقا دهيد و عادات منفي خود را اصلاح کنيد؟

4- آيا نسبت به هيجانات و احساسات خودتان شناخت کافي داريد؟ براي مثال: آيا شما فردي عصبي هستيد؟ اگر هستيد چه چيزهايي، چه افرادي و يا چه موقعيت‌هايي منجر به بروز عصبانيت در شما مي‌شوند؟ زماني که دچار احساس خشم مي‌شويد چطور نسبت به اين احساستان واکنش نشان مي‌دهيد؟ و يا اينکه چطور خشم خودتان را ابراز مي‌کنيد؟ آيا فردي هستيد که به طور مکرر احساسات خودش را سرکوب مي‌کند و يا بر عکس از آن دسته افرادي هستيد که به رفتارهاي پرخاشگرانه (همچون کتک زدن، توهين کردن و ...) متوسل مي‌شوند؛ و يا اينکه به خوبي ياد گرفته‌ايد در چنين شرايطي بعد از آرام سازي خودتان خشمتان را به شيوه‌اي سازنده ابراز کنيد؟

5- آيا احساسات و عواطف ديگران (همسر، فرزند، دوست و ...) را به راحتي درک مي‌کنيد و آيا اين مهارت را آموخته‌ايد که گاهي خودتان را به جاي ديگران قرار دهيد و مسايل آن‌ها را از دريچه چشم خودشان ببينيد؟

6- آيا مي‌توانيد به راحتي تعريف‌هاي ديگران را در مورد خودتان بپذيريد؟

7- آيا مي‌توانيد نارضايتي‌هاي خودتان را به راحتي بيان کنيد؟

8- آيا قادر هستيد به خواسته‌هاي غير منطقي ديگران نه بگوييد؟

9- آيا فرد مضطربي هستيد؟ اگر اضطراب شما مانع عملکرد مثبتتان شود، براي کاهش آن از چه راهکارهايي استفاده مي‌کنيد؟

بدون شک همه ما اغلب نمونه‌هايي از اين سوالات را از خودمان پرسيده‌ايم و يا اينکه از طرف ديگران مورد سوال قرار گرفته‌ايم.

اما هدف از طرح اين سوالات چيست؟

ادامه نوشته