چه بخوریم تا تمر کز فکری بهتری داشته باشیم:

چه بخوریم تا تمرکز فکری بهتری داشته باشیم

               چه غذاهایی بخوریم تا تمرکز فکری بیشتری داشته باشیم ، نظریه های مختلفی درباره نوشیدنی ها و غذاهایی که تمرکز را بالا می برند، وجود دارد. از کافئین قهوه گرفته تا شکر و پروتئین که معتقدند تمرکز را افزایش می دهد. حتی کار به جایی رسیده است که مکمل های غذایی خاصی برای این منظور به بازار آمده اند تا حافظه ، توجه و عملکرد مغز را بهبود ببخشند. اما واقعا در شرایطی که باید تمام ذهن متمرکز یک موضوع مهم باشد چه کمکی می توان به مغز و ذهن رساند؟

             

ادامه نوشته

روانشناسی نو جوانی

ویژگیها و روان شناسی نوجوانی

مقدمه ای بر روان شناسی رابطه خانواده با نوجوان  ، بحران نوجوانی

            نقش خانواده در رشد و تشکیل شخصیت  نوجوان بر هیچ کس پوشیده نیست. خانواده  اولین و تنها واسطه ارتباط کودک با اجتماع است. در خانواده کودک ارزش ها و ضد ارزش ها ، اصول و قواعد اخلاق را می آموزد. کودکان از لحاظ عاطفی، شناختی و ... وابستگی خاصی به خانواده دارند و برای آنها خانواده مهمترین نقش را در زمینه ی تأمین نیازهای روانی کودک دارد. این نیازهای عاطفی در نوجوانی رنگ شدیدتری به خود می گیرد که نوجوان آن را در محیطی وسیع تر از خانواده جستجو می کند و بر همین اساس است که ارتباط نوجوان با اطراف افزایش می یابد. نوجوان کمتر تمایل دارد در خانه بماند و به روابط بیرون از خانواده اهمیت بیشتری می دهد. نوجوان را نه می توان کودک دانست و نه همردیف با بزرگسالان قرار داد.

خانواده ها در برخورد با این دوران که گاه به بحران  یاد می شود بر چند دسته تقسیم می شوند:

1- خانواده های طبیعی (تعادل)

در این خانواده ها هر یک از اعضا ضمن داشتن استقلال  شخصی در کارهایشان در اغلب امور به مشورت با یکدیگر می پردازند. پدر و مادر  روش مشترکی را در برخورد با نوجوان پیش می گیرند و به نیازهای نوجوان در این دوران آگاهی کافی دارند ؛ مسائل مربوط به نوجوانشان را می شناسند و در مورد مسائلی که مربوط به آنها می شود به مشورت می پردازند. رابطه میان والدین و فرزندان نه از روی وحشت و نه اجبار است فرزندان به راحتی با والدینشان ارتباط برقرار می کنند. در این خانواده ها ضمن تبادل نظر در امور خانوادگی ، رهبری بر عهده پدر خانواده است.

2- خانواده های بی نظم

در این خانواده ها هیچ یک از اعضا مسئولیت اصلی خود را ایفا نمی کند. پدر فقط قسمتی از مسئولیتش را برعهده می گیرد ؛ به او بیشتر به چشم برطرف کننده نیازهای مادی نگاه می شود و به نقش وی اهمیت چندانی داده نمی شود. در عوض این مادر است که تقریباً مسئولیت تمامی امور را بر عهده دارد اما اغلب مادران در این نوع خانواده ها روش ثابتی را در تنبیه و تشویق  کودکان ندارند و در برابر موقعیت های یکسان ، واکنش های مختلفی از خود نشان می دهند. در اغلب موارد مادر نمی تواند الگوی مناسبی برای دختر خانواده باشد، زیرا نقش مادر با انتظارات  جامعه متفاوت است. دختران و پسران در این نوع خانواده ها در ایفای نقش مادرانه و پدرانه دچار مشکل می شوند. آنها در آینده با انتخاب فردی ناکامل در زندگی آینده نیز دچار مشکل می شوند. 

3- خانواده های سخت گیر

در این نوع خانواده روابط بین والدین و فرزندان از روی استبداد است و حتی گاه این روابط پایه روابط ِمیان والدین را می گذارد. والدین نسبت به خواسته های مشروع فرزندانشان بی اعتنا می باشند و همواره مانع از تحقق آنها می شوند. اغلب والدین حالات روحی، روانی مناسبی ندارند. به همین جهت مشکلات فراوانی برای فرزندان ایجاد می شود. فرزندان هیچ راه انطباقی با والدینشان ندارند و توانایی چندانی برای ایجاد ارتباط با دیگران ندارند.

4- خانواده های آسان گیر

در این خانواده ها در دادن آزادی به نوجوان افراط می شود. کنترل چندانی نسبت به رفت و آمدها، رفاقت ها و ... ندارند. اغلب پدر و مادرها به علت مشغله کاری زیاد زمان کافی و مناسبی برای فرزندانشان ندارند و تربیت  و شکل گیری آنان را بر عهده جامعه می گذارند و نوجوان به ارزش ها و ضد ارزش های اجتماعی توجهی ندارند و فردی ناهنجار ، لاابالی بی قید و بند می شوند و چون در طول زندگیشان هیچ نظم و ترتیبی نداشتند. با اولین برخورد و تنبیه دچار شکست می شوند. این نوجوانان اغلب گام در مسیر والدینشان می گذارند بی تردید همگی ما در زندگی روزمره شاهد این مسائل هستیم که پسر یک فرد معتاد نیز اعتیاد  دارد ؛ دختر مادر بی نظم هیچ نظامی در کارهایش مشاهده نمی شود و...

نوجوان و ارتباط با اعضای خانواده

هنگامی که کودکی پای به دوره نوجوانی  می گذارد یکی پس از دیگری بندهای وابستگی به خانواده را جدا می سازد و تفاوت فاحشی میان نسل خود و نسل والدینش می بیند که چنانچه اختلاف سنی بین والدین و فرزندان بیشتر باشد این اختلاف رنگ بیشتری می گیرد. 

می توان رفتارهای مخالفت آمیز نوجوان در این دوران را به دلیل کسب استقلال و تثبیت هویت فردی دانست. این نشان دهنده این واقعیت است که هرگاه به نوجوان  برای رسیدن به این احساس فرصت کافی داده شود این اختلافات به حداقل خود می رسد و هرگاه این فرصت از او دریغ شود این تعارضات و اختلاف ها به اوج خود می رسند که در این حالت ممکن است نوجوان تنها  از روی مخالفت با والدینش مبادرت به انجام کارهایی نماید که خود نیز با آنها مخالف است.

داشتن رابطه دوستانه والدین با علم به این که نیازهای نوجوان چیست و چه نوع رفتاری برای برخورد با نوجوانان مؤثر است اهمیت زیادی دارد .

به عنوان مثال:

نوجوان در این دوران تمایل فراوانی به انزوا و تنهایی دارد. تمایل چندانی به خروج از خانه و رفت و آمدهای خانوادگی و دوستانه از خود نشان نمی دهد. اما والدین انتظار دارند که نوجوان همانند دوران کودکی در کلیه رفت و آمدهای خانوادگی شرکت داشته باشد که این عمل والدین گاه موجب مخالفت و ستیزه نوجوان می شود. این عامل موجب تیرگی روابط میان والدین و نوجوان می شود. همگی ما این دوران را سپری نموده ایم و شاید هم در این دوران به سر می بریم. اما این واقعیت بر همه واضح است که هیچ چیز آزار دهنده تر از این نیست که به نوجوان به چشم یک کودک نگریسته شود و یا از مسائل و خاطرات ناخوشایند دوران کودکی در جمع سخن به میان می آورند. این مسئله نیز به نوبه خود مانع ارتباط دوستانه با والدین می شود. والدین نباید فراموش کنند که این دوران بخشی از زندگی است و تحولات همراه آن لازمه دوران بلوغ است و این تحولات با پایان یافتن این دوران به پایان می رسد و نوجوان چنان به خانواده و محیط آن علاقه مند می شود که گویی درخت محبت دوباره در او جوانه می زند. رفتار والدین و نحوه ارتباط برقرار کردن با فرزندانشان  در این دوران متفاوت است. می توان گفت: نفوذ مادر تا سن 10 سالگی و نفوذ پدر بین 10-16 سالگی است. پس این نتیجه را می توان گرفت که نقش پدر در این دوران اهمیت خاصی دارد. پدران هم روی دخترها و هم روی پسرانشان نفوذ دارند و این در حالی است که نفوذ مادر بیشتر روی دختران است و فرزندان پسر مادر را بیشتر به چشم یک حامی احساسات و عواطف و تسکین روحی می پندارند.

«ارتباط با خواهران و برادران»

فرزندان از یکدیگر بیشتر تأثیر می پذیرند تا والدین. آنها با یکدیگر کار می کنند بیشتر وقت خود را با یکدیگر می گذرانند و علاقه ای که میان آنهاست نه از روی تزویر و تظاهر بلکه از روی دوستی است. معمولاً فرزند اول نقش رهبری را بر عهده می گیرد و نقش الگو را برای فرزندان دیگر ایفا می نمایند. در اغلب اوقات تأثیر نقش پسران بر روی دختران بیش از دختران روی پسران است. به طور مثال پسری پس از چند دختر متولد می شود و معمولاً از ارزش خاصی برخوردار می شود و بالعکس پسری که خواهر کمی بزرگتر از خود دارد نسبت به هم سن و سالانش پرخاشگری کمتری از خود نشان می دهد و رفتاری متأثر از رفتار دختران دارد. هنگامی که بین خواهران و برادران تفاوت سن زیاد باشد تأثیر کمتری روی یکدیگر دارند. هر چه اختلاف سن میان فرزندان کمتر باشد خلق و خوی عاطفی و ... تأثیر چشم گیرتری دارد.

نوجوان و استقلال از والدین

مهمترین ویژگی که می بایست بدان توجه خاصی داشت استقلال از سوی خانواده است. خانواده می تواند مهمترین منبع تأمین کننده استقلال فرد باشد، یا می تواند نوجوان را در رسیدن به حس فردیت و استقلال دچار تزلزل سازد. نوجوان در این دوران خود را برای مرحله جدیدی از زندگی اش آماده می سازد. او سعی بر آن دارد که بر رفتار کودکانه اش غلبه نماید. آمادگی دارد مسئولیت رفتارش را بر عهده گیرد و حتی آمادگی این را دارد که مسئولیت کارهای دیگران را نیز بر عهده گیرد.

در متون اسلامی در این رابطه سفارشات فراوانی شده است که نوجوان را در این دوران آزاد گذارند و به آنها استقلال و مسئولیت لازم بدهند.

 البته اینها بدان معنی نیست که نوجوان به طور ناگهانی خود را به طور کامل از قید خانواده رها سازد. نوجوان در این دوران دچار نوعی کشمکش درونی است؛ از یک سو تمایل ندارد از دوران کودکی اش پا فراتر نهد که از هر سو در محبت است و از سوی دیگر داشتن آزادی عمل در کارهایش و استقلال را در لوح آرزوهایش می بیند. پس هر گامی که نوجوان به سوی استقلال بر می دارد ترس  و تشویش درونش بیشتر می شود. بنابراین او چندان تمایل ندارد تا پیوندهای خانوادگی را کاملاً قطع نماید. نیاز به حمایت والدین را در هر حال احساس می نماید و همواره در جست و جوی روش هایی است که این حمایت را کسب نماید. یکی از مهمترین مسائلی که نوجوان را در راه رسیدن به استقلال دائماً تهدید می نماید سرزنش و ملامت از سوی والدین است. نوجوان به این رفتار والدین با دیده تحقیر و بغض و خشم توجه می نماید. نوجوانی که از سوی والدینش تحقیر می شود عکس العمل های گوناگون از خود نشان می دهد برخی اوقات دچار «حقارت نفس» می شود. برخی از محیط خانواده گریزان می شوند و برخی به پرخاشگری و زیان رساندن به خانواده و دیگران می پردازند.

نکته دیگری که باید والدین بدان توجه داشته باشند داشتن سوء ظن نسبت به نوجوان است که می تواند او را دچار تزلزل سازد. برخی خانواده ها نوجوان را در اتخاذ تصمیم های مربوط به خودش آزاد می گذارند اما این کار را از روی بی میلی یا سوءظن انجام می دهند. این والدین هرگز به نوجوان خود اعتماد نمی کنند و به ندرت فرصت هایی را ایجاد می نمایند تا نوجوانشان تصمیم بگیرد . حال اگر فرصتی هم ایجاد شود نوجوان  بر اثر سوءظن و عدم اطمینان والدین دچار اضطراب  می گردد و با شکست مواجه می شود و گاه والدین با تردیدها و نگرانی های خود در مورد نوجوانشان قضاوت های ناصحیح در پیش می گیرند که این خود موجب ایجاد فاصله میان والدین و فرزندان می شود

 

روش محاسبه تاثیر نمرات دروس در کنکور

این روزها در مدارس بحث کنکور بسیار داغ و به تبع آن مشاوران مشغله کاری زیادتری دارند. در مدارسی که بنده حضور دارم بارها و بارها سؤالاتی از قبیل :

  • نحوه محاسبه 25%تأثیر دروس نهایی چگونه است؟
  •  میانگین وزنی که این همه از آن بحث می شود چیست؟
  • معدل تأثیر دارد یا دروس نهایی؟
  • تفاوت این دو در چیست ؟ و کدام یک به نفع دانش آموزان است؟
  • نمرات دروس پیش دانشگاهی تأثیر دارد یا نه ؟
  • کسانی که دروس نهایی ندارند چگونه نمره آنان محاسبه می شود؟
    را پاسخ گو بوده ام .

اما آنچه مشخص است رسیدن به جواب این سؤالات از مهمترین دغدغه های دانش آموزان و اولیای آنان است . پس ضروری دانستم که اطلاعات و تجربیات خویش را جهت استفاده سایر دانش آموزان ،اولیا، دبیران و همکاران مشاوردر این پست قرار دهم.

  •  داوطلبان کنکور 90 به دو دسته تقسیم می شوند.

الف – دیپلم های قبل از سال 84 که امتحان نهایی نداده اند، برای این گروه فقط نمره اکتسابی کنکور محاسبه و سپس رتبه کل آنان معلوم می شود.
ب – دیپلم های بعد از سال 84 که امتحان نهایی داده اند، برای این دسته آن چه در روز کنکور جواب می دهند  سهم 75 درصدی از نمره کل را به خود اختصاص می دهد و معدل کتبی نهایی آنان به صورت نمرات تراز شده هم سهم 25 درصدی را به خود اختصاص می دهد.

که نحوه محاسبه این سهم را با مثالی تشریح می کنم.
فرض کنید شما دانش آموز سال چهارم رشته انسانی داوطلب کنکور 90 هستید و در امتحانات نهایی خرداد سال 89 در دروس ادبیات نمره 17 ، زبان فارسی نمره 15 و آرایه های ادبی نمره 13 گرفته اید و در روز کنکور هم به 40 درصد سؤالات ادبیات پاسخ داده اید پس :
الف – ابتدا میانگین وزنی دروس نهایی شماکه  حاصل جمع نمرات کسب شده در امتحانات نهایی تقسیم بر تعداد این دروس  است  محاسبه می شود.  (۱۷+۱۵+۱۳) تقسیم بر ۳ مساویست با ۱۵ 

این نمره 15 را شما از 20 نمره کسب کرده اید پس سهم درصدی نمره 15 محاسبه می شود. که برابر است با  نمره  ۷۵/۱۸

روز کنکور  هم شما از 100 درصد نمرات درس زبان وادبیات فارسی ، 40 درصد را بدست آورده اید که سهم  75درصدی نمره 40 درصدی شما محاسبه می شود .  که برابر است با ۳۰

پس نمره کل شما در درس زبان و ادبیات فارسی حاصل جمع این دو عدد  یعنی 75/48 اعلام  می شود.                                                                      ۷۵/۴۸=۳۰ + ۷۵/۱۸

همان گونه که مشاهده می کنید نمره 40 درصدی پاسخ های صحیح شما در روز کنکور با تأثیر 25درصدی نمرات دروس نهایی به 75/48 افزایش یافته است یعنی به میزان 75/8 نمره بالاتر از آنچه در روز کنکور کسب کرده اید.
 این مثال به خوبی نشان می دهد که هر چه نمرات و معدل دروس نهایی دانش آموزی بالاتر باشد افزایش درصدی نمرات کنکور  او بیشتر بوده و به  تبع آن موفقیت و قبولی در کنکور برای او سهل تر خواهد بود.

  • این که معدل تأثیر دارد یا دروس نهایی و تفاوت این دو در چیست ؟

اشاره کرده ام که نمرات تک تک دروس نهایی به صورت نمرات تراز شده محاسبه  می گردد و اگر قرار بود که فقط معدل نمرات تأثیر داشته باشد همه درس ها به یک دید نگاه شده و خراب کردن یک درس بر روی همه دروس کنکور تأثیر منفی می گذاشت که برای جلوگیری از این اتفاق سوء نمرات هر درس به جای معدل اعمال شده و بصورت نمره تراز در زیر گروه ها هم تأثیر مستقیم گذاشته تا حقی از کسی ضایع نشود و اگر چنانچه کسی درسی را خراب کرده و یا نمرات کتبی او در درسی پایین باشد ضرر آن فقط متوجه همان درس شود.پس اعمال تأثیر نمرات دروس به نفع دانش آموزان خواهد بود.

  • در سال جاری نمرات دروس پیش دانشگاهی هیچ گونه تأثیری در کنکور نخواهد داشت.

ولی آنچه مسلم است میزان داشتن تسلط بیستر بر دروس پیشدانشگاهی برابر است با جواب دادن درصد های بالایی از سؤالات کنکور، چرا که  سؤالات دروس پیش دانشگاهی همواره بیش از حدود 45 درصد از سؤالات آزمون سراسری را به خود اختصاص می دهد.

اظطراب امتحان

اظطراب امتحان
ادامه نوشته

اسرار آدمهای شاد

بعضی از آدم ها ممکن است خوشبخت تر از دیگران به دنیا آمده باشند و بتوانند لذت زندگی را تمام و کمال ببرند. برای بقیه، دست یافتن به خوشبختی چندان هم ساده نیست، یعنی برای آنها این طور برنامه ریزی نشده است.
اما این هم مثل برنامه ریزی های دیگر، قابل تغییر است. شما می توانید با استفاده از نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان می کنم، برنامه زندگیتان را از نو بنویسید تا بالا ترین درجه خوشبختی از آن شما شود.
● ببینید چه چیز شما را خوشحال می کند
افراد مختلف با چیزهای مختلفی خوشحال می شوند . اگر نمی دانید که چه چیز باعث شادی شما می شود، چیزهای مختلف را امتحان کنید.
موارد زیر می تواند شروع خوبی برایتان باشد.
ادامه نوشته

برای افزايش تمرکز خود به چه عواملی نياز داريم؟  

برای افزايش تمرکز خود به چه عواملی نياز داريم؟  
نویسنده / منبع : سايت دانشگاه کمبريج  

تمرکز به عنوان «توانایی جهت دادن افکار به جهتی که تمایل داریم» تعریف شده است، همه ي ما در مراحلی از زندگی توانایی تمرکز داریم. اما در مواقعی دچار آشفتگی افکار می شویم و ذهن مان به سرعت از موضوعی به موضوع دیگر پرش دارد. برای مواجه شدن درست با چنین اوقاتی، ما باید مهارت ها و راهکارهایی را برای تمرکز ذهن را یاد بگیریم و آن ها را تمرین کنیم. برای مسلط شدن به این مهارت ها ما باید روز به روز آن ها را تمرین و تکرار کنیم تا به اندازه کافی به آن مسلط شویم تا در مواقعی که نیاز به تمرکز باشد از آن استفاده نمايیم. توانایی ما برای ایجاد تمرکز به عوامل زیر بستگی دارد:

v       تعهد و پایبندی

v       شور و اشتیاق به انجام وظیفه

v       داشتن مهارت در انجام وظیفه

v       وضعیت هیجانی و بدنی

v       وضعیت روحی و روانی

v       محیط

تعهد و پایبندی:همه ي ما باید نسبت به مقدار تلاشی که می خواهیم برای رسیدن به اهدافمان انجام دهیم، در خود تعهد ایجاد کنیم. اگر ما کاری را بدون میل و تعهد به آن انجام دهیم در این صورت در اجرای برنامه های خود و رسیدن به اهداف دچار مشکل خواهیم شد و تمرکز لازم را در انجام آن کار نخواهیم داشت.

شور و اشتیاق به انجام وظیفه: اگر ما به انجام کاری علاقمند و مشتاق باشیم و از انجام دادن آن لذت ببریم، در این صورت ما برای شروع یک کار با انگیزه تر عمل خواهیم کرد. در شروع هر کاری، احساسات درونی ما در اجرای برنامه و به نتیجه رساندن آن دخالت دارد.

داشتن مهارت در انجام وظیفه: آگاهی از این که چگونه کار و فعالیتی را به انجام برسانیم باعث اطمینان بخشی در ما و در نتیجه کسب موفقیت خواهد شد. اضطراب ناشی از عدم مهارت در انجام کاری باعث آشفتگی فکر و عدم تمرکز می شود.

وضعیت هیجانی و بدنی: وقتی ما در شرایط بدنی خوبی قرار داشته باشیم به طور مثال احساس سردرد یا ناراحتی های جسمی دیگر نداشته باشیم و همچنین از جهت هیجانی احساس خوبی داشته باشیم، در این صورت، نگرش ما نسبت به مسائل دور و برمان مثبت خواهد شد. این موضوع به اعتماد به نفس بالای ما مربوط است که باعث می شود تمرکز بیشتری داشته باشیم. از این رو، ما دیگر نگران این که چرا زندگی می کنیم و چگونه باید کاری را انجام دهیم، نخواهیم شد.

وضعیت روحی و روانی: اگر ما در شرایط روحی و روانی مساعدی نباشيم مثلاً موضوع خاصی ذهنمان را زیاد اشغال کند و یا دچار وسواس فکری باشیم، افکارمان هم پریشان خواهد شد و تمرکزی ایجاد نخواهد شد و به محض بروز اتفاقی افکارمان به موضوعی دیگر منحرف خواهد شد.

محیط اطراف: مهم ترین عاملی که باعث عدم تمرکز می شود این است که محیط باعث مزاحمت برای هشیاری مان شود. به طور مثال: سر و صدای زیاد، گرما یا سرمای شدید، محیط های ناامن و نا آرام، و یا حتی نشست و برخاست و یا رفت و آمد با افرادی که باعث استرس می شوند.

توجه به این 6 عامل باعث می شود که ما از تمرکز بیشتری برخوردار شویم و هر کاری را بر اساس اهدافمان انجام دهیم. همان طور که دقت می شود برخی از این عوامل درونی است و برخی بیرونی. یادمان باشد که کنترل عوامل درونی در اختیار خودمان است. یعنی خودمان باید برای خودمان تعهد ایجاد کنیم و یا شور و اشتیاق ایجاد نمايیم. شناسایی عوامل بیرونی هم می تواند ما را در افزایش تمرکز و پیشبرد کارها کمک نماید.

 

نحوه مواجهه والدين با كارنامه فرزندان

نحوه مواجهه والدين با كارنامه فرزندان

 

يكي از دغدغه ها و مشكلات والدين مسأله نمرات منعكس شده در كارنامه درسي آنان مي باشد. شادماني والدين به دليل موفقيت يا برعكس، ناراحتي آنان به خاطر عدم موفقيت فرزندان امري طبيعي است. اما آنچه بايد مورد توجه باشد چگونگي و شيوه برخورد با نمرات فرزندان مي باشد.

در برخورد با فرزندان موفق لازم است پدر يا مادر چنانچه پيش از شروع امتحانات قول و قراري و جايزه اي گذاشته اند ، به وعده خود عمل نمايند. در اين ارتباط لازم است پدر و مادر دو نكته را در نظر داشته باشند. اولاً فرزندان را عادت ندهند كه صرفا براي تصاحب جايزه درس بخوانند. عادت به اين امر موجب خواهد شد تا آنان در سنين بالاتر انگيزه لازم و كافي براي كار و تلاش نداشته باشند. ثانياً والدين بايد به فرزندان خود بياموزند كه موفقيتي كه پس از كار و تلاش حاصل مي آيد ارزنده ترين جايزه و والاترين پاداش است.

والدين بايد توجه داشته باشند كه ميزان توقعشان از فرزندان بايد متناسب با توان آنان باشد. در غير اين صورت اغلب يكي از دو راه زير را انتخاب خواهد كرد. يا با توجه به توان خود هدف را دور از دسترس ديده و براي رسيدن به آن تلاش چنداني از خود نشان نخواهد داد و يا براي رسيدن به هدف تلاشي خارق العاده و خارج از توان و ظرفيتشان از خود نشان خواهد داد. در هر دو صورت والدين نتوانسته اند در فرزندانشان ايجاد انگيزه نمايند چرا كه آنان را به فعاليتي طاقت فرسا و شكننده وادار نموده اند. فعاليتي كه پاياني جز شكست و محروميت نخواهد داشت. او تبديل به انساني خواهد شد كه خود را بدشانس و اقبال دانسته و زمينه شخصيتي مساعدي براي افسردگي داد.

نحوه برخورد والدين هنگام مواجه شدن با كارنامه ضعيف و نمرات پايين فرزندان نيز بسيار حايز اهميت مي باشد. بسياري از والدين موقعيت را مناسب مي بينند كه بر روي نقاط ضعف او دست گذاشته و او را ضعيف و نالايق خوانده و پياپي به خاطر زحماتي كه براي او كشيده اند و متحمل مي شوند اظهار پشيماني نمايند. برخي از اين والدين ، فرزندان خود را با ديگران مقايسه كرده و موفقيت آنان را بر فرق سرشان مي كوبند و تحقيرشان مي كنند. برخي ديگر از والدين با فرزند خود قهر مي كنند يا به ممانعت از ادامه تحصيل تهديدشان مي كنند و درس و مدرسه را برايش عبث و بي فايده مي دانند و ...

اين گونه برخوردهاي آمرانه و خشن گرچه ممكن است مقداري از ميزان عصبانيت والدين بكاهد اما يقيناً فايده منطقي در پي نخواهد داشت. والدين به هنگام مواجه شدن با كارنامه ضعيف فرزندان خود ضروري است بر اعصابشان مسلط بمانند و در وضعيت پريشاني و ناراحتي به بحث در مورد كارنامه و نمرات و وضعيت تحصيلي وارد نشوند. از طرف ديگر آنان بي توجهي و كم كاري در امر تحصيل را نبايد بيش از اندازه بزرگ كنند. در چنين مواقعي بايد توجه داشت كه هر فردي داراي يك سري نقاط ضعف و قوت مي باشد و انصاف نيست به دليل نقاط ضعف افراد، نقاط قوتشان ناديده گرفته شود. در اين مورد هم زماني كه با كارنامه ضعيف روبه رو مي شويم بهتر است ابتدا به نمرات خوب و بالا توجه داشت و سپس به نمرات ضعيف پرداخت.

نكته ديگر اينكه والدين به هيچ وجه موفقيت يا شكست تحصيلي فرزندشان را به ديگران نسبت ندهند و گناه اين ناكامي را به گردن ديگران نياندازند. به عنوان مثال برخي از مادران ، بي توجهي پدر را عامل عدم موفقيت فرزند دانسته و يا برعكس برخي از پدران، ممكن است مهر و محبت و توجه بيش از حد و افراطي مادر را عامل شكست بدانند. نبايد در چنين داوري هايي از حقيقت مطلب دور شد و چنانچه چنين واقعياتي نيز وجود داشته باشد، نبايد اين مسايل در حضور فرزندان مطرح شوند.

برخي ديگر از والدين ، مدرسه، محيط درس و مدرسه، دوري راه، سختگيري هاي معلم ، ضعف بنيه و بدني فرزند و عواملي از اين قبيل را عامل ناكامي فرزند خود تلقي و معرفي مي كنند. لازم است چنين والديني توجه داشته باشند كه بهتر است در پي كشف و شناسايي و حل آن عامل واقعي باشند، نه عواملي ذهني و خودساخته براي تبرئه فرزندشان. اين گونه برخوردهاي احساسي كه ناشي از علاقه شديد پدر و مادر به فرزند مي باشد در آينده تبعات منفي فراواني در پي خواهد داشت. همچنين لازم است كه والدين هرگز موفقيت فرزندشان را حاصل زحمات خود و توجه زياده از حد به دروس بچه ها در منزل و خارج از منزل ندانند. اين نحوه برخورد در واقع بي ارزش كردن و ارج ننهادن به زحمات فرزندان است. والدين بايد توجه داشته باشند كه همه بچه ها مثل هم نبوده و نبايد با بزرگنمايي ناتواني فرزند خود و توانايي ديگران موجب كم بيني و احساس حقارت در آنان شده و با رفتار نسنجيده ، قلب فرزندان خود را با كينه و حسد نسبت به ديگران پُر نكنند.


تاثیر گناه در روان انسان

تاثیر گناه در ایجاد اختلال در اخلاط بدن و بیماریهای جسمی و روحی       
هو الشافی

مقدمه:
هستند افرادی که رعایت کامل اصول تغذیه را در پیش گرفته اند و هدف آنها از انجام این مهم، رسیدن به سلامتی جسم و روح خود می باشد ولی متاسفانه به دلیل نا آگاهی یا کم بودن ایمان و اعتقادات مذهبی شان، به راحتی و بدون هیچ هراسی مرتکب گناه می شوند، غافل از آنکه با ارتکاب هر گناهی که توسط شرع مقدس انجام آن حرام می باشد، آسیبی حتی در برخی موارد، به مراتب بیشتر از رعایت نکردن اصول تغذیه به جسم و روح خود وارد می نمایند و دچار بیماریهای مختلف می گردند.

از گناهان روز مره مانند دروغ، غیبت، تهمت، نگاه حرام به نامحرم، رعایت نکردن حجاب اسلامی و خوردن حق الناس گرفته تا گناهان دیگر که متاسفانه در جامعه امروزی ما بسیاری از افراد بدون هیچ شرم و حیائی، به صورت یک عادت روزانه مرتکب آنها می شوند، همگی در ایجاد اخلاط فاسد و تغییراتی حتی ناگهانی در سیستم طبیعی بدن و  عدم تعادل آن موثر می باشند.
در طب سنتی در مبحث اعراض نفسانی در این زمینه مطالب ارزشمندی ارائه شده است که در این مقاله به کلیاتی از آن می پردازیم.

ساختار بدن و علت بیماری از منظر طب سنتی:
ساختار وجود آدمی دارای دو بخش است یکی بخش اخلاط و عناصر تشکیل دهنده بدن و یک بخش ساختار روانی و روحی که قطعاً تاثیر متقابلی بر روی هم دارند. یکی از مراتبی که در پزشکی وجود دارد، طب جسمی یا طب ابدان است که در قالب عناصر و ارکان می باشد و آب، باد، خاک و آتش اخلاط تشکیل دهنده  جسم می داند و خلطهای بلغم، دم، سودا و صفرا مجتمع شده و اعضای بدن را بوجود می آورند و اعضاء به هم پیوسته شده و جسد را ایجاد می کنند. به این جسد یا ساختار مادی، روح اضافه می شود. ساختار روح مثل جسد مادی نیست و این همان است که قران می فرماید: "ونفخت فیه من روحی" نفخ یعنی دمیدن، لذا چیزی خارج از کالبد بدن وارد آن می گردد که از جنس آن نیست و چیزی متمایز از ساختمان جسمی ماست.
به هر صورت وقتی این جسم با این روح برای یک مدت با یکدیگر ممتزج و آمیخته می شوند اینها تاثیر متقابلی بر روی هم دارند. اعضای بدن افعالی را از خودشان صادر می کنند، که اگر این افعال بر روند طبیعی خودش صورت بگیرد، نشانه سلامت است و اگر بر روند طبیعی خودش صورت نگیرد، نشانه بیماری است.
مثلاً در یک جسم سالم و طبیعی اگر غذا خورده شود، بعد از یک تا دو ساعت، سر دل انسان سبک می شود و سنگینی معده به حالت سبکی تبدیل می شود و به اصطلاح سر دلمان سبک می شود و بعد از مدتی دفع صورت می گیرد ولی فردی که غذا می خورد و به شدت سردلش سنگین می شود و حالت تهوع پیدا می کند و تا 24 ساعت نمی تواند چیزی بخورد، می فهمد که افعال معده اش از روال طبیعی خارج شده است یا مثلاً نداشتن دید خوب، نشان از خارج شدن افعال چشم از روال طبیعی است و فراموشی، نشان از خارج شدن افعال مغز از روال طبیعی خود است. به هر حال از روی افعال می توان متوجه بیماری شده لذا وقتی بیماری در سطح جسم رخ می دهد اختلالی در اخلاط است یعنی عدم انسجام در اخلاط می باشد به عبارتی دیگر یا اخلاط فاسد می شوند یا زیادتر و یا کمتر از معمول می شوند و یا در جای نامناسب قرار می گیرند و به طور کلی این اختلال خلطی مبنای ایجاد بیماری است.
حال سوال اصلی این است که چرا و به چه مکانیزمی این اخلاط در بدن انسان به هم می ریزند؟

عواملی خارجی یا داخلی وجود دارند که در ساختار اخلاط و مزاج ما دخالت می کنند و موجب نگهداری سلامت ما و یا موجب از بین رفتن سلامت ما می شوند که به آن اسباب ضروریه یا سته ضروریه یا اسباب سته می گویند یعنی غذا و نوشیدنیها، هوا، احتباس و دفع، خواب و بیداری، حرکت و سکون و نهایتاً اعراض نفسانی.

اعراض نفسانی مهمترین عامل بیماری:
اعراض نفسانی یعنی حالتهای روحی و روانی مثل غضب و خشم و سایر ویژگی های رفتاری و اعمال ویژه آدمی.
هر اختلالی که در ساختار شخصیت و روان انسان ایجاد شود بر روی اخلاط تاثیر می گذارد. مثال جالبی حکیم سید اسماعیل جرجانی در کتاب ذخیره خوارزمشاهی آورده است که می گوید مهمترین عاملی که بر روی اخلاط تاثیر می گذارد و باعث اختلال بدن می گردد، اعراض نفسانی یا حالتهای روحی و روانی است، او می گوید اگر چیزی به کسی بگویید که عصبانی شود، سریعاً تمام بدنش گر  می گیرد، به لرزش می افتد و حرارت در بدنش ایجاد می گردد و تمام ساختار بدنش در چند لحظه دچار تغییر می شود، این حرارت و تغییراتی که ایجاد شده بخاطر آن است که از این کلمه شما رنجیده است، بنابراین می توان گفت اعراض نفسانی و حالات روحی و روانی بیشترین تاثیر را بر روی اخلاط و ساختار جسمی ما دارد. چون قدرت و سرعت تاثیرشان از غذا و از همه چیزهای دیگر بیشتر است.
در واقع اگر بدن دست کاری شود، روان تاثیر می پذیرد و اگر دردی در فردی وجود دارد، حافظه اش دچار مشکل می شود، نمی تواند محبت کند، دچار خشم و نفرت می شود، اگر دارای روان خوب و ایمان قوی باشد سخت ترین سختی ها را تحمل می کند، خم به ابرو نمی آورد، این یک واقعیت است که بشر امروز نیز متوجه شده است و تاثیر ذهن و روان بر روی جسم ثابت شده است.
آزمایشی بر روی افرادی که سکته مغزی کرده اند انجام شد و تمرینات ذهنی به آنها دادند و از این اشخاص خواستند تا کارهایی را که روزمره در زمان سلامت انجام می دادند را در ذهن خود تجسم کنند و بخاطر بیاورند مثلاً از یک کشاورز خواسته شد در ذهن خود حرکات روزمره و فعالیت خود را تکرار کند، با پژوهش دریافتند دستی که فلج شده است خیلی زودتر از روال معمول دوباره شروع به کار کرد یعنی یک تصویر ذهنی آثار جسمی واضحی از خود نشان می دهد. پس در نتیجه اختلالات و حرکات روانی بر ساختار اخلاط موثر می باشند.
وقتی که غم و غصه، اضطراب و نگرانی فکری شما زیاد می شود، روند تولید سودا در بدن افزایش می یابد، پوست سیاه
می شود، زیر چشم ها سیاه می شوند و ممکن است سوزش معده، یبوست، ریزش مو و مشکلات دیگری حادث شود و می گویند فرد دچار غلبه سودا شده است چرا که یکی از مهمترین علتهای مهمش حالتهای روحی و روانی است، کسی که غصه می خورد و دچار غم است بعد از مدتی تغییرات اخلاط در بدنش به شکل واضح صورت می گیرد.

گناه و اثرات منفی آن از منظر طب سنتی:
خداوند متعال این بدن را به گونه ای دقیق طراحی کرده است که اعمالی که از آن سر می زند، در حوزه فیزیولوژی در همه انسانها یکسانند: خوردن، خوابیدن، ارتباط جنسی و ... منتها پروردگار قواعدی را گذاشته است تا این اعمال، تعادل اخلاط جسم را به هم نریزد، اگر از اعمالی که با این اخلاط جسم تنظیم شده اند، تخطی کنیم و رفتار را از چارچوب این دستورالعمل هایی که خداوند برای انسان در نظر گرفته است، خارج کنیم؛ یعنی مرتکب گناه شویم و از دستورالعملی که صانع مهربان انسان برای این وجود گذاشته است خارج شویم باید منتظر بازخورد آن در جسم و روحمان باشیم.
از گناه تعابیر زیادی شده است یکی از آن تعابیر ذنب است. ذنب به مفهوم دم و دنباله است یعنی آثار گناه در وجود آدمی باقی مانده و به دنبال او کشیده می شود.
غفران یعنی بخشش گناه همراه با پاک کردن آثار آن، که نشان می دهد گناه دارای آثاری است که در صورت توبه باید آثار آن نیز پاک شود وقتی گناه می کنیم فقط عقوبت در دنیای آخرت ندارد، بلکه این گناه در همین دنیا نیز در روی شخصیت ما تاثیر می گذارد و وقتی ما طلب غفران می کنیم، درخواست می کنیم تا غیر از بخشش خداوند، آثار گناه را نیز از وجودمان پاک کند، به طور خلاصه قواعد خاصی را، پروردگار و صانع انسان برای این جسم گذاشته است که خروج از این قواعد خاص و رفتار کردن برخلاف این قواعد، روی جسم و روی اخلاط بدن تاثیر منفی و نابجای خودش را برجای
می گذارد، پیامبر اعظم (ص) می فرمایند: هر گناهی که فردی مرتکب می شود، نقطه سیاهی (سوداء) بر روی قلبش ایجاد می کند تا این که سیاهی ها زیاد می شود و کل قلب را می گیرد.
بنابراین گناه به معنای ارتکاب به عملی است، خارج از قواعدی که خالق برای این وجود طراحی کرده است که مستقیماً اثرش به خود گناهکار بر می گردد.
وسیله نقلیه ایی را در نظر بگیرید که کارخانه سازنده آن، دستورالعملی برای نگهداری و استفاده آن تدوین کرده است و در آن نوع و میزان سوخت و روغن و زمان تعویض آنها، سرعت مجاز و تمامی موارد را درج کرده است. حال اگر راننده ایی خلاف آن عمل کند، لاستیکش را کوچکتر از حد نرمال بگذارد، روغن و سوخت نامناسب در آن بریزد و با سرعت مجاز سیر نکند، قطعاً به ماشین صدمه می زند و باعث تخریب آن می شود، لذا کارکردهای گناه چون خارج از سیستم تعریف شده برای وجود انسان است، وجود را تخریب می کند و این وجود وقتی تخریب شد دچار بیماری و اخلاط نابجا می گردد و این نکته سودا هم که پیامبر گرامی اشاره می کند با مفهوم سودای طب سنتی نیز به گونه ای منطبق است.

گناه و تاثیر آن در ایجاد اضطراب و از بین رفتن حس امنیت:
خداوند در قران کریم تعبیر زیبایی آورده است و می فرماید کسی که از من غافل شود، زندگی سختی خواهد داشت.
وقتی غفلت و گناه ایجاد می شود و فاصله از خداوند ایجاد می شود، احساس امنیت از بین می رود و می دانیم اساس خوشبختی حس امنیت است و اساس بدبختی عدم حس امنیت و اضطراب و ترس است که مادر تمام بیماریهاست.
وقتی با گناه این فاصله ایجاد می شود، آرامش جای خود را به اضطراب می هد. اضطراب و افسردگی و غم ایجاد سوداهای رسوبی و بیماری زا می کند. در سال 1985 میلادی در هاروارد نیز تحقیقاتی انجام شد و گفته اند که مهمترین عامل ایجاد سرطان، ایجاد بیماریهای عفونی، بیماریهای روماتیسمی و تمامی اختلالات، عقب نشینی سیستم ایمنی است که مهمترین علت آن غم و غصه و اضطراب است.
بنابراین فراموشی خداوند و فاصله گرفتن از حق تعالی یک سختی در جان و دل ایجاد می کند، قلب مومن (قلب معنوی) مرکز ارتباط با خداوند است و حق تعالی گفته است آسمانها و زمین نمی توانند مرا در خود جای دهند ولی قلب مومن می تواند.
حال قلب یک فرد گناهکار سفت و سخت می شود و سیاه می گردد، دیگر جایگاه خداوند نیز نخواهد بود و از خداوند فاصله می گیرد و دچار اضطراب می گردد که این شروع تغییرات سودای بیماری زا در بدنش خواهد شد، هیجانات صفرایش را بهم می ریزد، بلغم، سودا و دم را به هم می ریزد و اختلال اخلاطی بسیار بدی ایجاد می کند که پایه تمام بیماریها از جمله سرطان است، سرطانها از رسوب سودا ایجاد می شوند و امروزه تاکید دارند که اضطرابها یکی از اصلی ترین فاکتورهای بروز سرطان است.

کلام آخر:
در نتیجه " الا بذکرالله تطمئن القلوب" حقیقتاً تموج و اختلال و پریشانی روان که منشاء آن گناه و دوری از خداوند است، باعث عدم تعادل ساختاری و شخصیتی شده که منجر به ایجاد سودا و اختلال در مکانیزم بدن انسان شده و انواع بیماریها را به همراه خواهد داشت.
لذا همان گونه که جسم نیاز به تغذیه سالم دارد، روح هم غذای سالم می خواهد و گناه غذای مسموم روح است و بیماریهای جسمی را نیز به همراه خواهد داشت.

24نشانه خانواده خوشبخت

24نشانه خانواده خوشبخت

 

چگونه دانش آموزان خود را برای آزمون و امتحان آماده سازيم؟

ادامه نوشته

چگونه خاطرات بد را فراموش کنیم؟

در تحقیقی که در دانشگاه کلـورادو انـجام گـرفت، مشخص شـد که افراد میتوانند توانایی سرکوب خاطرات احسـاسی را در خـود ایجاد کنند. ایـن تحقـیق فـعالیـت مـغز را در افراد تحـت آزمـایش کـه برای سرکوب خاطرات مربوط بـه تصـاویر منـفی تعلیم دیده بودند، مـی سنجـید و دو مکـانیـزم را در قسـمت جلـو مـغز نشـان داد. ایـن تحقـیـق مـی تـوانـد بـه متخصصین بـالینـی کـمک کنـد روش هـای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب

 خاطرات ناراحت کننده خود نیستند و با بیماری های اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند.
 
محقق این تحقیق می گوید، "ما در این تحقیق نشان می دهیم که افراد می توانند با  تمرین برخی خاطرات خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور می کنیم به مکانیزم  های عصبی آن دست یافته ایم و امیدواریم که این یافته های جدید و تحقیقات آتی، به  رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی ختم  شود."

 

"طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کننده ها خواسته شد 40 جفت مختلف تصویر  را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک تصویر اخلال گر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه، یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود."

بعد از به خاطر سپاری هر جفت، از شرکت کننده ها خواسته می شد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته می شد. او می گوید، "فقط تصاویر صورت های انسانی به آنها نشان داده می شد و این خودشان بودند که می توانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلال گر فکر کنند یا نکنند."

"اسکن های مغزی گرفته شده طی این تحقیق نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظه ای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد می شود. تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و آمیگدالا، که در یادآوری های تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار می کنند. این نتایج نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر-روانپزشکی، تحت کنترل بخش جلویی مغز، اتفاق می افتد." این تحقیق نشان داده است که شرکت کننده ها روی خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشته اند. و با بستن یک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً می توانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور می کنند که سرکوب کردن خاطرات می تواند یک ویژگی کاملاً مثبت باشد.

خاطرنشان می کنند که، "مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار آسیب زا مثل یک تصاوف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان می دهد. مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز به هزاران بار تمرین دارد."

"بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است. امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا می توان خاطرات سرکوفته را برای خاطرات خنثی شده استفاده کنیم یا نه."

"تصور می کنم که مهمترین مسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزم های عصبی مشخصی دارند که به دانشمندان این امکان را می دهد رویکردهای درمانی-دارویی جدیدی برای آندسته از افرادیکه از احتلالات احساسی رنج می برند، کشف کنند."

منبع:مرجع مشاوره وروان شناسی